تبلیغات
دردهای خاکستری

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

شارژ

 



شارژ

یکی تو چت رومی نوشته بود: ((شارژ ایرانسل می دم، وب کم دختر می گیرم))[!؟]


تنبلیسم!

 

 

تنبلیسم!

مطلبم در شماره جدید همشهری جوان؛ 16 مرداد:

همشهری جوان؛ 16 مرداد 89



ازدواج

 


ازدواج

بعد از ازدواجش، بی پرده حرف می زد!


عکس زباله!

 


عکس زباله!

زنگ زدند؛ رفتگر محله بود. گفت: ((آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم.)) عکس تو بود.


لباس حاملگی

 


لباس حاملگی

- وای ببین اون لباس حاملگی چقد قشنگه.
- آره، ولی صبر کن اول عقد کنیم.



روسیه

 

 

روسیه

حواسمان باشد؛ روسیه، روسیَه است.



آرایش

 

 

آرایش

طوری آرایش کن که چشم ها نبینند!



سوپراستار

 

 

سوپراستار

سوپراستاری، یه ستاره هم نداشت تو آسمون!



تاپ

 



تاپ

پسر داشت سر دختر داد می زد و می گفت: ((فکر می کنی چون تاپت پیداست از زیر مانتو پس دختر تاپی هستی.))[؟!]


ادرار

 



ادرار

دختر به پسر گفت: ((مگه من ادرارم که می خواستی آزمایشم کنی.))


پیری و معرکه گیری

 

 

پیری و معرکه گیری

من و تو و قلیون و تصنیف ((پیری و معرکه گیری*)) شجریان.

* این تصنیف رو با لهجه مشهدی شجریان از اینجا دانلود کنید و حظ ببرید.



ترک

 



ترک

اندکی چاق شدم. دوستان می گن ((ترک کردی؟!))


یک و هفت

 


یک و هفت

یک موبایل داشت و هفت دوست دختر!


شهوت انتظار

 



شهوت انتظار / برای آخرین انتظار

باز جمعه
ای و غروبی دیگر

و تو که نیامدی باز

و من فنای این راز

باور کن، باور کن

می پوسد ریشه امیدم

در غروب خلسه زای خاکدانه ها

نیامدی و من

باختم

در شهوت انتظارم

غروب آدینه را

نیامدی و من

باز هم

مخمور تکرار جمعه شدم

بیا، بیا و بشکن

این جام تکرر را

ورنه خواهم فروخت ایمانم را

در وحشت کفرآلود حرمان

بیا و نخواهمم دائم المخمور

که دیگر

ریشه ای نمانده

در گیشه نگاهم

بیا و سبز کن غروب را

ورنه او هم کافر می شود

چون من بی ریشه




بوس تان

 



بوس تان

بوس تان است لُپ هایت!


عقل و موبایل

 

 

عقل و موبایل

راننده تاکسی به نفر جلویی می گفت: ((تو این مملکت از هر 3 نفر دوتاشون موبایل دارن اما از هر سه نفر فقط یکی عقل داره)).



شناسنامه

 



شناسنامه

خانمی که عقب تاکسی نشسته بود به دوستش میگفت: ((اون فقط تو شناسنامه ام وجود داره)).


سقوط ترس

 

 

سقوط ترس

پدیده های افقی – مثل دریا – سمبل آرامش هستند و عمودی – مثل کوه – نماد استواری. با اینکه همیشه از ارتفاع ترسیده ام اما بلندای کوه، چیز دیگری است؛ گویی ترس، سقوط می کند وقتی به قله می رسی. انرژی عظیمی می جوشد درونت وقتی چند هزار متر نزدیک تر می شوی به آسمان. وقتی فتح می کنی کوهی را، انگار هم قدش شده ای و ایستاده ای کنارش!؛ قله، به اندازه ارتفاعش دورت می کند از نفس. محکمت می کند؛ همانطور که قرآن کوه ها را میخ زمین می داند برای استحکام زمین (نبا/7). آری، برای درک عظمت کوه باید با غرور فتحش کرد!



خیال تخت

 

 

خیال تخت

خیالم تخت شد؛ حالا بخواب.



پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟

 

 

پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟

به سوره رحمن که رسیدم کُپ کردم؛ با گفت و سوال پینگ پُنگی! خدا.

سوره رحمن



وبگردی

 



وبگردی

وبگردی؛ ولگردی!


بدحجابی

 

 

بدحجابی

کلی بحث کردم درباره بدحجابی با خانمی که مسوول بوتیک بود. آخرش هم با جدیت گفت ((اینا همه واسه ارضاء نشدنه))[!؟]



درد دارد

 



درد دارد

مهربان بود. خوب هم فرو کرد، اما مایع اش درد داشت. گفته بود درد دارد، شُل کن!


پوشک

 



پوشک

تا دیروز کاندوم می خرید حالا پوشک.


عشق پاک

 



عشق پاک

داستان کوتاهم در شماره جدید همشهری جوان؛ شنبه 26 تیر 89:

همشهری جوان؛ شنبه 26 تیر 89


درگذشت

 



درگذشت

در گذشته درگذشت!


خیلی دور، خیلی نزدیک

 



خیلی دور، خیلی نزدیک

خیلی دور، خیلی نزدیک؛ رابطه لذت و گناه.


نه

 



نه

این نه را به نصف دینمان گفتی!


غُسل

 



غُسل

جوونی که کنارم نشسته بود توی تاکسی داشت از گناه بودن و مضرات [...] به دوستش می گفت. اونم خیلی جدی جواب داد ((فوقش غسل می کنم دیگه)).


راستشو بگو کجا رفته بودی

 



راستشو بگو کجا رفته بودی

((دیشب اومدم نبودی راستشو بگو کجا رفته بودی ...))؛ این ترانه قدیمی عباس قادری عجیب نوستالوژی داره واسم. اونم تو یه تاکسی کولردار تو اوج گرما.



  • تعداد کل صفحات:32 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...