تبلیغات
دردهای خاکستری - دَرد، دُرد، دردانه

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

دَرد، دُرد، دردانه

 



دَرد، دُرد، دردانه / به بهانه روز پدر

گوشی را درمی
آورم و می گویم: ((فشار خونت بالاست ها پدر)). پیشانی اش را چروک می اندازد و می گوید: ((دعا کن فشار قبرم پایین باشد پسر)). زیرچشمی نگاه می کنم به عکس کنار پدر؛ کلی غمین و دردمند است؛ عکس رادیولوژی اش را می گویم!

مرد یعنی دَرد. دَردی که اگر سردت نکند یا ((دُرد))ت می کند یا دُردانه. دردهایی از جنس خورشید؛ همیشه تَب دار! پدر، نگاهش همیشه به آسمان است؛ آسمانی که چشمان آبی خُداست! پدر، کوه دَرد است و چشمه آرامش.

چشمان پدر همیشه وضو دارد!؛ چه بُغضش باشد چه شوق. پدر، تراکم درد است و پمپاژ زندگی در سبزینگی وجود. پدر. ((قاف)) عشق است.

گاهی که مستاصل می شوم، سر بر شانه پدر می گذارم. پدر هم پیشانی ام را می بوسد و می گوید: ((مُحکم باش پسرم، محکم)).