تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب دی 1384

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

 

((فاطمه یعنی خاتمه)) ؟!؟!؟!

این اشکا خش خش ندارن به خدا

دیگه گریه نکن آسمون

بغضای سردتو

جا بذار پیش ستاره ها

دیگه خیس نکن

تنهایی کوچه رو

آخه دلش می گیره

اونی که پشت پنجره

کز کرده

لای تنفس سیگارش

وقتی پنجره بسته س

چه فایده ای داره بارون

در زدن به قلبی که

مچاله کرده انتظار کوچه رو

دیگه گریه نکن آسمون

بغضهام دیگه خوابیدن

یه وقت نری به خوابش

نشینی گوشه چشماش

به خدا خسته س مدادش

بس که کوچه رو

ورق زد و

کسی نخوند

غزل چترای بسته ش

دیگه گریه نکن آسمون

کسی اشکاتو نمی بینه

آخه پائیز

فصل گریه درختاس؛

چه اشکی شدن

این برگا

نیا ناشناس نیا

این اشکا

خش خش ندارن به خدا

این اشکا

خش خش ندارن به خدا



 

((نبسته ام به کس دل / نبسته کس به من دل /

چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها من ...))

سیمین بهبهانی

سیمین هم رها شد از ((سیم)) ین؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!



 

((سمانه و ...

اسم کوچیکتون، خیلی بزرگه!))

آبی رگهای خنده هایت

بنشین ...

سر سفره تنهایی ام

کمی شعر بردار با نگاهت

بگذار

لای

نان باگت داستانکهایم

تیکه تیکه کن

احساسم را، شعورم را

زیر آسیاب فاصله مان

تو ...

قطره قطره بنوش

بغضهای موسیر مرا!!!

بپا ...

نگاهم گازدار است

نریزد تپشهایش

لای آبی رگهای خنده هایت

...

کره بخور

پفیلا کره ای که دوست داری

بخور دیگه

آخ ...

چرا دیر آمدی؟

کمی مربای ((کنت))!!! مونده

هر چند تو ترک کردی

نه، ترک خوردی

...

سفره را جمع کن

شعرکهای خشکم را

بفروش

به

نون خشکی کوچه های سحرم

بلکه

گاوهای شب

مومو کنند

اذان آفتاب را

راستی

این سفره را

مهمان سمانه ایم

آخ بچه ها

هممون مسموم می شیم

آخه من

تاریخ مصرفم گذشته؛

باطل شده ام ...



 

سرمه

سرمه نکش / سر می خورم؟!؟!؟