تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب دی 1385

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

 

پلاکِ ((راست))

داستانک

تویوتایی، با شتاب از سمت راستمون سبقت گرفت، راننده غُرولُندی کرد و چار تا

 فحش زیر زبونی هم داد؛ ...، عکسِ ...، پشت تویوتا لبخند می زد بِهِمون

و پلاکی که واسه سپاه بود ...



 

کوهِ چاه

برای شهرام علیپور صفری

کوه باش

اما عمیق

چاه باش

مرتفع اما؟!



 

سوگ

داستانک (برای همه اساتید دانشکده منابع طبیعی ساری)

جنگل و مرتع که مُردند، هزینه سوگواری شان، صرف لایروبی سدها شد؟!



 

جدول

داستانک

فقط جدول حل می کرد؛ آخه تو ((حَلِ)) همه مشکلاتش مونده بود؟!



 

دِگر خود

داستانک:برای ((به رنگ ارغوان)) ابراهیم حاتمی کیا

دچار ((خود))سانسوری شدم؛ باید ((دِگر))آفرینی کرد؟!



 

بازسازی جنایت

داستانک

مگه ابراز عشق من به تو ((جنایت)) بود که صحنه اش رو برای همه ((بازسازی))

                                                                                          می کنی؟!



 

چِرا چَرا

برای علی شعبانی

برف می بارد؛

گویی

خدا را

می دوشند

کاش

خدا

زودتر

برگردد

از چَرا

و

پاسخ گوید

این چِرا را؛

چرا جهنم، پایتخت بهشت است؟!



 

چای تلخ

داستانک

برای جهان پهلوان تختی (به بهانه ۱۷ دی؛ سالمرگش)

تو این بَل بِشوی گرونی، نتونست حتی یه کله قند بخره؛ تو راه خونه،

نگاهی به دماوند کرد و آرزو کرد که یه چای تلخ بخوره زیر این

کله قندی ۵۶۷۱ متری؟!



 

سمانه

به بهانه ۱۸ دی؛ روز تولد سمانه

۸۵

منهای

۶۲

می شود

سمانه



 

درخت

در کوران حوادث

چون درخت باش؛

از جایت

تکان نخور

اما

قد بکش ...



 

وبلاگ دموکرات

برای هومن لطیفی؟!

باران

پوپولیسم است،

آفتاب

به جرم لیبرال

تبعیدی شب

و

وبلاگ دموکرات من

راهی

به دیکتاتوری چشمانت

ندارد ...



 

بارون

بارون

بهنژادی خداس؟!



 

کوچ اجباری

به دلایل فنی و ... کوچ کردیم به این دیار، کوچ اجباری:

www.sibri.mihanblog.com



 

زمستان

برای سیروان و ...

زمستان است

((ها)) می کنم

روی شیشه؛

محو می شود

رفتنت



 

بم / غم / ارگ / مرگ

به بهانه ۵ دی؛ سالروز زلزله بم (من هم لرزیدم)

زمین

ناگهان

از خواب پرید؛

مردمان

در خواب شدند

خوابی ابدی

دیگر بم نیست

ارگ نیست

غم است

مرگ است ...



 

مِهریه

مهریه

End َالمطالبه س؟!



 

عکس از سایت سهراب سپهری

عروسی دماوند

داستانک (برای سهراب سپهری)

برف همه را به عروسی دماوند دعوت کرده؛ ما زیر کُرسی، حافظ را

                                                             منجمد می کنیم ...



 

ما

بیا

من و تو

ماء* شویم

نه ما؟!

* آب



 

رفتم، رفتی

رفتم

رفتی

ماند؛

خاطره ها ...



 

انار

داستانک

انار روستای ما ـ برای لبهای تو ـ از رُژِ لَبِ  آمریکایی ات خوشرنگتر است.



 

کِلکِ کِرَک

برای سعید محبی

تو برگشتی

تابو و تابوتها را

شکستی؛

بافور

خُمار اراده توست

کِرَک

کِلکِ توست

حال

زندگی

نشئه توست ...



 

یلدا

داستانک

پریشب تا صبح با یلدا بودم؛ گویی یلدا فاسدترین شبِ سال است

نه بلندترینِ اون ...