تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب بهمن 1385

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

 

غُسل

برای خودم

تازه

غسل

کرده ام؛

دیگر

نگاهت

نمی کنم؟!



 

ترانه

کامپیوترت را

روشن کن

آهنگ دلخواهت را بذار؛

آخه

این شعر من

نه آهنگ داره

نه ترانه؟!



 

گِره

برای همیشه سمانه

با

هر گره ای

که

به زلفت می زنی

گره ای

از

زندگی ام

باز می شود



 

آرشه شکسته

آرشه* ام شکست؛ / دگر / مِی نریز ساقی / که / مستی / ز آرشه بود؟!

* مضراب ویولون


Del

دل / یعنی / فراموش کردن؛ / دُکمه Del * کیبورد را / می گویم؟!

* Delete


مَ((داد)) 

کلی حرف دارم / حیف / مَ((داد))م حوصله ندارد؛ / مث تو؟!


 دَم و بازدَم 

کلمه / دَم است / و / تو / بازدم؛ / دم و بازدم / یعنی زندگی ...


خانم دکتر*

داستانک

خلی دوس داشت خانم دکتر صداش کنن، اما پزشکی قبول نشد، رفت با یه دکتر

ازدواج کرد؛ حالا دیگه صداش می زدن ((خانم دکتر))؟!

* ایده داستانک از بهاره رهنما (بازیگر)



 

صلوات

داستانک

گویند هر چه را فراموش کنیم ((صلوات)) به یادمان می آورد*؛ تو مرا فراموش

کردی، حیف که مسلمان نیستی؟!

*بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۵۱. 



 

چای غلیظ

هِی نگو

چایِ غلیظ

ضرر دارد

برای قلبت؛

از نگاه تو

که

غلیظتر نیست؟!



 



 

دُچار

عاشق

یعنی

آچار

نه دُچار؟!



 

عاشورا

روز عاشورا

آب

تشنه حسین ع

بود ...



 

رُژ کربُ بلا

داستانک

رُژ لبش از لباس شِمر هم سُرختر بود، سجاده اش رو پهن کرد روی

خاک؛ سکوت راز و نیازش از صدای طبل و سنج هم بلندتر شده بود ...،

صدای زنگ موبایلش بود؛ بوی سیبُ، حسین غریبُ، کربُ بلا ...،

وقتی داشت می رفت، باد، روسری اش را برد و مرا.



 

گمشده ها

همه گمشده ها

پیدا شدنی اَن

اما

از دست دادنی؟!



 

روسپی

داستانک

روسپی بود، اما محرمها کار نمی کرد؟!