تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب آبان 1386

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

ایدز

 

مرد، اشتباه فاحش کرد و فاحشه باردار شد؟!

ایدز

داستانک

ایدز، با ((دین)) نابود می‌شود نه ((علم))؟!



اذان

 

گویی یکی در بی‌راهه‌های دلم اذان/از آن می‌گوید ...

اذان

داستانک

...؛ گویی دگر ((اذان))، ((از آنِ)) ما نیست؟!



دُزد

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است ...

دُزد

داستانک

((دزد))ی، ((نقطه)) خودش را دزدید و ثروتمند شد؟!



قیصر

 

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود / قیصر امین‌پور

قیصر

دیدی قیصر

دیدی

ـ پس از چندی تیتر یک شدن ـ

ناگهان چه زود فراموش شدی ...



زنگوله

 

راه رسیدن به خدا سنگلاخه! (رجبعلی محبی)

زنگوله

داستانک

خداجون یه خواهش؛ یه زنگوله ببند به پات تا گُمِت نکنم!؟



داستانک

 

از دوستان هیچ نمی‌ماند جز داستان! / رجبعلی محبی

فرزندان

داستانک

پدر و مادر، فرزندان‌شان را بیشتر دوست دارند اما فرزندان، همسران‌شان را؟!



برگ

 

درخت، سیگار برگ می‌کشد! / پرویز شاپور

برگ

داستانک

((برگی)) زیر چرخ ویلچری، قطع نخاع شد؟!



ماه

 

دستم لرزید / کاسه آب افتاد؛ / ماه شکست؟!

ماه

داستانک

ماه بعد از ۱۴ روز حاملگی، مهتاب رو به دنیا آورد!



ترانه‌ دود

 

ترافیك، نماز‌جمعه ماشین‌هاس!

ترانهدود

داستانك

ماشین‌ها با فونت ((ترافیك)) بر ((لاین))های خیابان‌های تهران ترانه دود می‌سرایند؟!



بینی

 

دماغ گنده‌ات را / عمل کرده‌ای / با قلبت که کوچک است / چه می‌کنی؟! (رجبعلی محبی)

بینی

داستانک

((بینی))اش را عمل کرد اما خود((بینی))اش بزرگ‌تر شد؟!