تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب اردیبهشت 1388

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

زمین

 

 

زمین

اگر در زمین نیافتی در آسمان بگرد؛ خدا را.



خط استارت

 

 

خط استارت

خط استارت مسابقه؛ خط لب!؟



دورتر

 

 

دورتر

روز به‌ روز دورتر می‌شود آسمان. طفلکی باران؛ خسته می‌شود!؟



اصالت

 

 

اصالت

خورشید - اصالتاً - شرقی است اما غربزده!



باران

 

 

باران

باران که می بارد، دل چتر هم باز می شود!



گوش چشم

 

 

گوش چشم

چَشم، متفکرتر است از گوش. گوش اما بیناتر است از چشم!؟



عکس

 

 

عکس

توی عکس کلی غمین و دردمند بود؛ عکس رادیولوژی!؟



ورشکست

 

 

ورشکست

ورشکست شد؛ یک کتابفروشی کنار طلافروشی!؟



روشنفکر

 

 

روشنفکر

روشنفکری بیزار بود از لامپ کم مصرف!



سختی ها

 

 

سختی ها

سختی ها را بشناس؛ از جنس ابتلاء یا گناه!؟



راهی نیست

 

 

راهی نیست

راهی نیست؛ از لذت تا ذلت!؟



ایرانسل

 

 

ایرانسل

دختر - که 12 ساله بود - همه پول‌های کلاس‌های تقویتی‌اش را شارژ ایرانسل می‌خرید!؟



ترک

 

 

ترک

دختر ترک کرد؛ اعتیادش را نه، دوست‌پسرش را!؟



خورشید

 

 

خورشید

خورشید از بس تابید بی‌تاب شد؛ عاشق شد!؟



تونل

 

 

عشق

عشق‌شان به چاپ دوم رسید!؟

تونل

کاش توی تونل هم بارون بباره!؟



تاک پاک

 

 

تاکِ پاک

عاشق که می‌شی؛ شجاع می‌شی اما محتاط. فردا می‌شی اما دیروز.

تاک می‌شی اما پاک. ترکیب می‌شی اما تنها!؟



چراغ‌قرمز

 

 

چراغ‌قرمز

پشت چراغ‌ قرمز ایستادم. تو هم ایستادی؛ قلبم هم ایستاد!؟



هواشناس

 

 

هواشناس

هواشناس قهاری بود؛ خدانشناس اما!



فکس

 

 

فکس

فکسی رسید؛ طوفان و رگبار در پیش است. ساعاتی بعد خورشید نیشخند می‌زد!؟



ستاره‌ها

 

 

ستاره‌ها

ستاره‌ها، چراغانی کرده‌اند آسمان را؛ عروسی مهتاب است!



باطن

 

 

باطن

باطن در بطن چپ است!



سیب

 

 

سیب

یک سیب؛ آنقدر می‌رسم تا به دستانت برسم!؟



چتر

 

 

چتر

چتر، دلتنگ‌تر است از من برای باران!



باران

 

 

باران

باران که می‌بارد زمین خودش را خیس می‌کند؛ پوشک‌اش را عوض کن آقای شاعر!؟



جوجه‌تیغی

 

 

جوجه‌تیغی

جوجه‌تیغی هیچ‌کس را تیغ نمی‌زند!؟



شور

 

 

شور

چشمانت شور نیست؛ بانمک است!؟



نما

 

 

نما

یک نمای تو کجا، سینما کجا!؟



منتقد گلوله

 

 

منتقد گلوله

اگر منتقد نتواند حرفش را بزند، مُعاند می شود؛ آنگاه باید جواب گلوله اش را بدهیم!؟