تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب آذر 1388

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

قانون سوم نیوتن

 

 

قانون سوم نیوتن*

طبق قانون سوم نیوتن، جواب همه خواستگاری ها، منفی است!

* هر عملی را عکس العملی است؛ مساوی و در خلاف جهت آن.



اشتغالزایی

 

 

اشتغالزایی

چراغ قرمز هم اشتغالزایی دارد؛ گدایی، گُل فروشی، سیگارفروشی، روزنامه فروشی و ... .



خوب، بَده

 


خوب، بَده

توی تاکسی نشسته بودم. راننده به نفر جلویی می گفت: ((آدم خوب، بده چه برسه به بدش.))


ریل

 

 

ریل

ریل من تو یكی نیست هم‌قطار!



ساندویچ

 


ساندویچ

برخی عشق ها زودتر از ساندویچ آماده می شن!


طلا

 


طلا

تنهایی، طلا است و ازدواج، کیمیا!


عقل

 


عقل

عقل، دل سوز است!!


صفر

 


صفر

شماره موبایل یک روسپی صفر نداشت!


وزن

 


وزن

وزن دل را کم کن تا وزین شوی!


خارج

 


خارج

از ریل خارج شده است؛ دلم.


کاسه

 


کاسه

توی یک کاسه است؛ دست گورکن و عزرائیل!


زیبایی

 


زیبایی

پشت اتوبوسی نوشته بود: پاکدامنی، زکات زیبایی است.


به موقع

 


به موقع

به موقع عاشق شو و به موقع متنفر.


آینه ها

 


آینه ها

این روزها، آینه ها هم عینک می خواهند!


وصیت نامه

 


وصیت نامه

این وبلاگ، وصیت نامه من است.


وجود

 

 

وجود

وجودت را اجازه بده نه اجاره!!!؟



دندان

 

 

دندان

وقتی دندان عقلت را کشیدی عاشق شو.



بیا پس بگیر

 

 

بیا پس بگیر

خاطراتت را.



مرخصی

 

 

مرخصی

خدا جون اگه خسته شدی چند روزی دنیا رو بذار رو اتومات و برو مرخصی.



جنس

 

 

جنس

عشق من از جنس نفرت تو نیست.



فَوَران

 

 

فَوَران

فراوانی احساس بهتر است از فوران آن.



پُستچی

 

 

پُستچی

پُستچی هم مانده است که چرا قطع شده است نامه هایت.



نمی بخشمت

 

 

نمی بخشمت

((به مولا نمی بخشمت))؛ پشت یک تاکسی نوشته شده بود.



سمت خدا

 

 

سمت خدا

به سمت خداست؛ شیب شب.



چشمان تو

 

 

چشمان تو

((چشمان تو))؛ این بود انشای من!!



خون

 

 

خون

از خونش گذشت؛ خودکشی نکرد!!



بیستون

 

 

بیستون*

فرهاد تا دیروز بیستون می کند حالا بیستون می کشه!

* نام سیگاری است. / 1383



دست‌گیر

 

 

دست‌گیر

دست‌گیر باش نه دل‌گیر!



نقمت

 

 

نقمت

نقمت، سایه نعمت است!



چهار جهت اصلی

 

 

چهار جهت اصلی

از برادرزاده نُه ساله‌ام چهار جهت اصلی را پرسیدم. گفت: شمال، جنوب، مغرب، عشاء!