تبلیغات
دردهای خاکستری - مطالب فروردین 1389

دردهای خاکستری

خاکستری، رنگ و جنس دردهاست؛ رنگ فراموش شده آدمها / www.greypains.com

 

الا وسعها

 


الا وسعها

عجب اعتماد به نفسی تولید می کند این آیه؛ و لا نُکلِف نَفساً الا وُسعَها (مومنون/62)


36

 

 

36

پسری که توی تاکسی کنارم نشسته بود داشت تلفنی از دختر همکلاسیش گلایه می کرد و

می گفت ((من و تو تا حالا 36 بار کافی شاپ رفتیم اما تو حتی یک بار هم دست تو جیبت

نکردی. خب بی معرفتی دیگه ...))



سیمکارت

 


سیمکارت

سیمکارتش سوخت؛ همه دوستانش را از دست داد!!!


تانی

 


تانی

پسری که توی تاکسی کنارم نشسته بود به دوستش می گفت ((دارم سعی می کنم نمازم رو با

تانی و آرامشی که هنگام صحبت کردن با دوست دخترم دارم بخونم.))



عظمت

 


عظمت

عجب عظمتی دارد؛ شانه سابیدن به شانه هایت.


رختخواب

 


رختخواب

دوستی می گفت دوس دارم زنی بگیرم که دست به رختخوابش خوب باشه.


نون

 


نون

نون آینه را که بخوری، آیه می شوی!


قرص

 

 

قرص

قرص خواب می خورم شب ها؛ قرص خواب دیدن تو!



مثانه

 

 

مثانه

دختری که عقب تاکسی نشسته بود دوستش رو دلداری می داد و می گفت ((فکرشُ نکن؛

اکثر پسرها همین ان؛ خالی کردن احساسشون مثِ خالی کردن مثانه س))[!!!]



جهت

 


جهت

جهت دل، مهم تر است از انرژی  آن.


جنس

 


جنس

موهای تو از جنس خستگی های من نیست.


زن؛ مثل مرد

 

 

زن؛ مثل مرد

 

زن - مثل مرد - موجودی است خاکستری؛ تِرامی از غلظت عقل و رقت قلب. زن - مثل مرد -

باید جستجوگر تعادل باشد و تفاهم؛ میان عقل و دل، نما و خَفا، بودن و شدن، ماندن و رفتن،

آب و آئینه، فرزند و همسر، سیاست و منهای سیاست.



دغدغه

 

 

دغدغه

یکی از دغدغه های همیشگی ام، متن سنگ قبرم بوده است.



پدر

 


پدر

دختر جوونی که جلوی تاکسی نشسته بود، آروم اشکِ گوشه چشمش رو پاک کرد، گوشی رو از

کیفش درآورد، شماره ای گرفت و بی سلام گفت ((مطمئنم که پدرش تو هستی)) و قطع کرد.



معیار اول

 


معیار اول


پسر جوونی که عقب تاکسی نشسته بود به دوستش می گفت ((معیار اول من واسه انتخاب

همسر اینه که شجریان گوش کنه.))[!!]



چهره

 

 

چهره

دوستی می گفت دختری که از چهره اش راضی باشد حتما عکسش را می گذارد در وبلاگش.



SMS

 


SMS

SMS، دود الکترونیکیه!!


گلوله

 


گلوله

گلوله، نوچه عزرائیل است!


تراول

 

 

تراول

تراول، تو را ول نمی کند!



بورس

 

 

بورس

چند تا بوس سرمایه گذاری کردم؛ روی بورس گونه هایت!



شب

 

 

شب

شب، پایین تنه شبانه روز است!



ابله خائن

 

 

ابله خائن

دختر و پسری که عقب تاکسی نشسته بودن دعوایشان شده بود؛ پسر گفت ((شما دخترها

به یه اندازه ابله اید.)) دختر هم گفت ((شما پسرها هم به یه اندازه خائنید.))



خانم پرستار

 


خانم پرستار

هم نگاه خانم پرستار مهربان بود هم آمپولش؛ جای هر دو اَش درد می کند اما!


ضربان

 


ضربان

ضربان قلب، بیشتر نماد نظم است تا عشق ورزی.


شناسنامه

 


شناسنامه

در شناسنامه هیچ کس زندگی نکن.


پیشانی

 


پیشانی

میان این همه روبوسی، چیز دیگری است؛ بوسیدن پیشانی تو.


نبود

 


نبود

گاهی نبود، همان نابود است.


دقیق که می شوم

 


دقیق که می شوم

دقیق که می شوم می بینم سال 88، بیشتر از دست دادن بوده است.


تنوع

 


تنوع

دختر که عقب تاکسی نشسته بود به دوستش گفت ((زندگیم یکنواخت شده. دلم تنوع می خواد؛

عروسی، نامزدی، پارتی ...))[!!?]



89

 


89

89؛ سال فردی برای زوج شدن؛ شاید.


  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2