نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
بانوی بهار
بی حکمت نیست
که میان چهار فصل
بهار نام تو ست؛
بهره ها داری از وجود بانو!
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
باد
این روزها این شعر ((مسعود کرمی)) مدام الاکلنگ بازی می کند در وجودم:
((کاش باد بیاید / ببرد روسری ات را / و مرا))
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
بیفصلی / به بهانه رونمایی پاییز
پائیز؛ فصل برگ و باران، فصل تجسم تو، فصل بیفصلی، فصل وصل.
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
گِل / به بهانه عید وارستگان؛ فطر
دلم میخواد گِل بشم و / بگردم دنبال دستان خدا.
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

عاشقانه هجران
به بهانه رونمایی پائیز
پائیز
آغاز عاشقانه هجران؛
برگ، کوچه، شاخه
انتظار کوچه
بالاخره انتظار کوچه سر رسید؛ برگ فرش پائیز و قدم های من و تو.
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

سرگردان۱
من
پی تو
سرگردانم
نه بی تو؟!
سرگردان۲
((سر)) بر ((گردنِ)) تو؛
سرگردانم؟!
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
.gif)
وبلاگ*
به بهانه آغاز چهارمین سال وبلاگم
ها کردم
رو مانیتور
و نوشتن با انگشت؛
شد وبلاگ
* ۵ سالی می شه وبلاگ می نویسم؛ ۲ سال در www.mahsool.persianblog.com و حالا ۳ سال در
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

دور
روزها که بلند میشود
دیرتر میگویند اذان را؛
خدا دورتر میشود گویی؟!
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

پرستار
داستانك
پرستاری خدا را نمیپرستید؟!
دو شعر از پریسا عدالتجو
درخت
از درخت افتادم
در دستان تو بودم وقتی رسیدم؛
شاید حرارت دستانت سَر خَم كرده بود
نمیدانم ...
مترسك
از مترسكِ كنارت مترس!؛
تنها كلاغهای زشت را دَك میكنم
تا گندمزار گیسوانت
بكر و زرین
چشم آفتاب را
پریشان كند!
های خوشهچین:
گوارای وجود!!
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
.jpg)
روشنفکر(۱)
داستانک
دین، افیون تودهها نیست. روشنفکری، نه تزخرُفِ دین
که ـ تاکید میکنم ـ تایید دین است.
روشنفکر(۲)
سیگاری روشن کرد. فکرش روشن شد؛ ـ فکر میکرد ـ روشنفکر شده است؟!
کاریکلماتور
چاپ کاریکلماتورهایم در روزنامه خراسان؛
پنجشنبه ۳۰-۳-۸۷ / ضمیمه جیم / صفحه ۱۴ / ستون سمت چپ (تصویر زیر)
![]()
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری
![]()
خیس و خَس
داستانک / دریافتی آزاد از خدا
خوابم نمی برد؛ شب، بیشتر تفکرلوژی!ست برایم تا نوستالوژی*. داشتم اضلاعی
می ساختم برای خدا؛ مثلث، مربع، ... که ((دایره)) ماه، اپوزیسیون**اَم شد و
گفت: من ((دَفِ)) خدایم. ((بیضی)) های قطرات باران، موسیقی این دف شدند و
جاده شان، اضلاعی از آسمان تا زمین؛ خیس شدم و خس.
*نگاه غمگناه به خاطرات شیرین گذشته.
**مخالف (در سیاست).
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

دورِ دور!
برای پ.ع
((دور))ت می گردم
از راه دور!
زلزله
داستانک
زلزله ای سخت، مردم را گوشمالی داد و زمین را مشتُ مال؟!
نوع مطلب :شعر ،
نوشته شده توسط:دردهای خاکستری

روی زیراَبرو
داستانک
دختر، دستاشُ گذاشت زیر چونه هاش و گفت: چقدر دوسَم داری؟ پسر، انگشتشُ
روی زیراَبروهاش! کشید و گفت: قَدِ نماز صبح هات که قضا شده؟!
تنهایی
به گزارش اداره هواشناسی
تا اطلاع ثانوی
تنهایی
پُرباران ترین فصل سال است!
بارون
بارون
خودش را خیس کرد؟!
صفر یکشنبه 1 فروردین 1389
یه بشکه نفت شنبه 29 اسفند 1388
سجاده جمعه 28 اسفند 1388
باران پنجشنبه 27 اسفند 1388
سمسار چهارشنبه 26 اسفند 1388
زن سه شنبه 25 اسفند 1388
شوق منفی دوشنبه 24 اسفند 1388
بهاریه یکشنبه 23 اسفند 1388
دو ساعت و چهار دقیقه یکشنبه 23 اسفند 1388
ده درصد شنبه 22 اسفند 1388
سکته جمعه 21 اسفند 1388
چهل سانتیمتر پنجشنبه 20 اسفند 1388
بینایی چهارشنبه 19 اسفند 1388
خوشبختی چهارشنبه 19 اسفند 1388
لیست آخرین پستها



